الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

76

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه : ( نظر شيخ انصارى راجع به عمل شيخ طوسى به اخبار مجرد از قرينه ) 1 - اما ادعاى دلالت كلام شيخ در عدّه بر عمل وى به اخبار محفوف به قرينهء علميّه و نه خبر مجرّد از قرائن را دليل بر عدم مخالفت وى با سيّد گرفتن ، مثل مخالفت با امر ضرورى و بديهى است . زيرا در عبارت قبلى شيخ در عدّه و ديگر عبارات كه در اينجا ذكر ننموديم ، مواردى وجود دارد كه صراحتا دلالت بر مخالفت ايشان با سيّد دارد . بله وى در عمل به اين اخبار تدوين شده در كتب و مجامع شيعه موافق با سيد است ، با اين تفاوت كه سيّد ادّعا مىكند تواتر اين اخبار يا مقرون بودنشان به قرينه مفيد علم است ، چنانچه در جواب مسائل تبانيات خود به اين امر تصريح كرده است كه : بيشتر اخبار روايت شده در كتب ما ( اماميه ) معلوم است و يا به واسطهء تواترشان و يا به واسطهء احتفاف به قرينه و علامتى كه بر صحّت آنها و صدق روات و ناقلين دارد ، به درستىشان قطع حاصل است . چه آنكه اين تواتر و همراه بودن قرينه با آنها خود موجب علم براى ماست ، اگرچه اين اخبار را در كتب شيعه به سند مخصوص به نحو آحاد مىيابيم و به صورت خبر واحد نقل شده‌اند . ( بيان مخالفت شيخ با سيد مرتضى در عمل به اخبار ) 2 - در حالى كه مرحوم شيخ از قبول احتفاف و مقرون بودن اين اخبار به قرائن اباء مىكند ، چنان كه در پاسخ به اشكالى كه قبلا بر خود وارد نمود و فرمود كه : ( فإن قيل : ما انكرتم ان يكون . . . الى آخر العبارة : ) على اىّ حال : از مجرّد عمل سيّد و شيخ به خبر خاصّى ، به خاطر ادّعاى اوّلى ( سيد ) بر تواتر و حجّت دانستن دوّمى ( شيخ ) خبر واحد را ، اتفاق هر دو در خبر واحد لازم نمىآيد ، زيرا ظهور مخالفتشان : 1 - يا در خبرى است كه سيد مرتضى ادّعاى تواترش را دارد ، و حال آنكه شيخ آن را جامع شرايط عمل به خبر نمىداند و براى آن اعتبار قائل نيست ( يعنى سيد به خبر مزبور عمل مىكند و حال آنكه شيخ آن را ردّ مىنمايد ) . 2 - و يا در خبرى است كه شيخ آن را جامع شرائط دانسته و حال آنكه تواترش براى سيد ثابت نشده ، چه آنكه تمام اخبار مدوّن در كتب از نظر سيد مرتضى متواتر نيستند ، همان‌طور كه